خرید بک لینک

شیوه صحیح همسریابى و آداب و رسوم مقبول ازدواج در سیره رضوی

- آشنایى كافى به فلسفه و هدف ازدواج
هدف تشكیل خانواده ، صرفا بقاى نسل نیست ، بكله به دست آوردن آرامش و آسایش واقعى است و آدمى بدون ازدواج ، به چنین امرى دست نخواهد یافت ، زیرا زن و مرد مكمل یكدیگر و سبب شكوفایى استعدادهاى خفته خود هستند. هر كه به این سنت الهى پشت پا زند، وجودى خام و ناقص دارد. كمبودها و نواقصى كه به خاطر ترك ازدواج براى آدمى پیش مى آید، قابل انكار نیست .
زن و مردى كه با هم ازدواج مى كنند، باید قصدشان از ازدواج انجام سنت الهى و پاسخ دادن صحیح به خواسته هاى مشروع طبیعى خود باشد، نه معامله و پاره اى اغراض دیگر، این كارى است كه در عین حظ نفسانى ، انجام سنت الهى است و عبادت شمرده مى شود. هر نوع فكر و خیال كه در دماغ طرفین باشد، در تكوین شخصیت و روحیه آنها مؤ ثر و بالنتیجه در خوشبختى یا بدبختى آنها نقش دارد.

قرآن مى فرماید:

ومن ایاته ان خلق لكم انفسكم ازواجا لتسكنوا الیها، وجعل بینكم مودة ورحمة .(1)
((از جمله آیات الهى این است كه خداوند براى شما از جنس خودتان جفت و همسر آفریده تا به هیجانهاى طبیعى خود تسكین بخشید، به علاوه در نهادتان زمینه دوستى و علاقه را فراهم آورد تا پیوند مشترك شما تواءم با داد و ستد محبت باشد)).
در این آیه ، ازدواج عامل آرامش بخش براى التهابهاى پرشور و هیجانهاى طبیعى و نیز وسیله موثرى براى تلاشها و جنب و جوشهاى سازنده معرفى شده است .
مرحوم ((علامه طباطبایى )) در توضیح جمله ((لتسكنوا الیها))(2) فرموده است :
((هر یك از زن و مرد، به گونه اى داراى دستگاه تناسلى هستند كه كار هر كدام با پیوستن به دیگرى ، كامل مى گردد و از آمیزش این دو به هم ، تكثیر نسل و بقاى نوع تحقق مى یابد. از این رو هر یك از زن و مرد، به تنهایى موجود ناقصى هستند كه به دیگرى نیاز داشته و از تركیب هر دو با هم ، وجود كاملى پیدا مى شود كه شایستگى زاد و ولد دارد، نیز به خاطر همین كمبود و نیاز است كه هر كدام از زن و مرد، با جوش و خروشى خاص ، به تحرك آمده و به جستجوى دیگرى بر مى خیزد تا هنگامى كه او را در آغوش u200d كشد و آرام گیرد، زیرا هر موجود ناقصى ، جویاى كمال و هر نیازمندى در تكاپوى چیزى است كه خلاء و كمبودش را پر كند و این است تمایلى جنسى و همسر خواهى كه در نهاد همه زنان و مردان ، به ودیعت نهفته شده است )).(3)

((زناشویى در ردیف نظمهایى قرار دارد كه آفریدگار جهان اساس آن را بنا نهاده است . هیچ امرى در زندگى نمى تواند به اندازه ازدواج ، بهروزى یا تیره بختى به بار بیاورد و در جهان براى هیچ چیز دیگرى به اندازه ازدواج لازم نیست كه انسان روح و قلب خود را آماده سازد)).(4)

((كسى كه امور جنسى را كثیف و آلوده تلقى مى كند، او را نیروى كافى براى فهم ارزش مسائل نیست . ما هنوز بدان مرحله از دانش و علم نرسیده ایم كه كمال جنسى خودبخود بتواند، دوش به دوش علم پیشرفت كند، اما دانش u200d ما بدان پایه رسیده كه بگوییم هركجا ارتباط جنسى كامل نیست ، امكان كمال اخلاقى و كمال صفات انسانى هم موجود نمى باشد)).(5)

((جان ، بى . گایزل )) گوید:
((مرد یا زنى از تشكیل خانواده بگریزد، از گرما و شادیهاى آشیانه محروم و پیوسته با غم تنهایى انیس خواهد بود)).(6)

((تجربه هاى خیلى قطعى نشان داده است كه افراد پاك مجرد كه براى اینكه بیشتر به اصلاح نفس خودشان برسند، به این عنوان و به این بهانه ازدواج نكرده اند و یك عمر مجاهده نفس كرده اند، اولا اغلبشان در آخر عمر پشیمان شده اند و به دیگران گفته اند ما این كار را كردیم ، شما نكنید، و ثانیا با این كه واقعا ((ملا)) بودند، در فقه و اصول مجتهد بودند، حكیم و فیلسوف بودند، عارف بودند، تا آخر عمر و مثلا در هشتاد سالگى باز یك روحیه بچگى و جوانى و یك خامى در اینها وجود داشته است . مثلا یك حالت سبكى خاصى كه گاهى یك جوان دارد، مى بینى همان حالت در این آدم هشتاد ساله است ، و این نشان مى دهد یك پختگى هست كه این پختگى جز در پرتوى ازدواج و تشكیل خانواده نمى شود، در مدرسه پیدا نمى شود، در جهاد با نفس پیدا نمى شود، با نماز شب پیدا نمى شود، با ارادت به نیكان هم پیدا نمى شود. این را فقط از همین جا باید به دست آورد و لهذا هیچوقت نمى شود كه یك كشیش ، یك كاردینال به صورت یك انسان كامل دربیاید، اگر واقعا در كاردینالى خودش صادق باشد)).(7)

الامام الرضا (علیه السلام ): ان امراءة ساءلت ابا جعفر (علیه السلام ) فقالت : اصلحك الله انى متبتلة فقال لها: وما التبتل عندك ؟ قالت : لا ارید التزویج ابدا قال : ولم ؟ قال : التمس فى ذلك الفضل ، فقال : انصر فى ! فلو كان فى ذلك فضل لكانت فاطمة (علیه السلام ) احق به منك ، انه لیس احد یسبقها الى الفضل .(8)

حضرت امام رضا (علیه السلام ) فرمود: ((زنى در مقام سؤ ال به امام باقر (علیه السلام ) عرض كرد: من ((متبتله )) (یعنى وارسته و رها شده از كامجویى هاى دنیا مى باشم ) حضرت فرمود: مقصود از ((تبتل )) چیست ؟ پاسخ داد: تصمیم دارم هرگز ازدواج نكنم . امام فرمود: براى چه ؟ گفت : براى رسیدن به مقام عالى فضیلت و كمال . حضرت فرمود: از این تصمیم منصرف شو. اگر ترك ازدواج ، ارزش معنوى در بر مى داشت ، حضرت زهرا (علیها السلام ) به درك این فضیلت از تو شایسته تر بود، چنین نیست كه احدى در تحصیل ارزشها معنوى بر وى پیشى بگیرد.
اسلام از نظر ریشه میل ، حق فرد را در احساس شهوات به رسمیت مى شناسد. بنابراین در آغاز كار، به واپس زدن و سركوبى پناهنده نمى شود، بلكه وسیله اسلام براى محدود كردن انگیزه شهوى ، یك عمل روانى دیگرى است كه گاهى در پاره اى از مصادیق ، با عمل واپس زدن مشترك است ولى از نظر واقعیت و روش كار و هدف ، با سركوبى و واپس زدن فاصله بسیارى دارد.
اسلام همیشه از قدرت ((بازدارى )) و ((كنترل )) براى محدود كردن امواج شهوت استفاده مى كند تا آن را در حدى متوقف كند كه از ایجاد ضرر براى فرد در زندگى فردى ، در عین حال از تولید زیان در زندگى اجتماعى او جلوگیرى كند.
فرق اساسى و بزرگ ((واپس زدن )) و ((بازدارى و كنترل )) این است كه ((واپس زدن )) یك فعالیت ناگاه و مضر و خطرناك است ولى ((بازدارى )) یك عمل آگاهانه است كه محل آن ضمیر آشكار آدمى است و یا لااقل همیشه تحت تصرف قدرت ضمیر آشكار است .
((بازدارى )) هرگز متوجه ریشه اصلى میل و شهوت نمى شود و مانند ((واپس زدگى )) آنرا قبل از آنكه وارد ضمیر آشكار شود، از تجلى احساسات در میدان ضمیر آشكار جلوگیرى نمى كند.
((واپس زدن )) میل فعالیت حیاتى را از مجراى طبیعى آن باز مى دارد و نیروى اضافى را كه براى تحقق بخشیدن هدفهاى اصیل زندگى مطلوب است ، ضایع و فاسد مى كند، در صورتى كه اسلام براى تحقق بخشیدن این هدفها مى كوشد و بر این كار اصرار مى ورزد.
عمل ((بازدارى و كنترل )) وقتى شروع مى شود كه میل شهوى از تاریكى هاى وجدان پنهان ، وارد میدان روشن وجدان آشكار مى شود. بنابراین وظیفه و هدف اساسى این عمل ، این است كه مجارى آنرا تنظیم و پاك كند و بر مقدارى كه باید آزاد شود و لحظاتى كه مناسب براى خلاصى از آن است ، نظارت كند و آنرا طورى تنظیم نماید كه میان تمایلات گوناگون فرد، به عنوان یك شخصیت مستقل و به عنوان یك عضو جامعه ، توازن و هماهنگى ایجاد شود و از زیاده رویهاى مضر جلوگیرى شود و آزادى او را تا سرحد آزار به دیگران پیش نبرد تا در نتیجه مصالح عمومى كه نتیجه آن به خود مى رسد، محفوظ بماند.
این ((بازدارى )) آگاهانه منظم و مسلط، نگهبان بیدارى است كه روح را به محاسبه مى كشاند و او را متوجه راه صلاح و یا به تعبیر قرآن ، متوجه راه حق و ((صراط مستقیم )) مى گرداند.(9)
الامام الرضا (علیه السلام ): لولم تكن فى المناكحة والمصاهرة آیه محكمة ولا سنة متبعة ، لكان فیما جعل الله فیها من برالقریب وتاءلف البعید، ما رغب فیه العاقل اللبیب وسارع الیه الموفق المصیب .(10)

امام رضا (علیه السلام ) فرمود: اگر درباره ازدواج و دامادى دستورى از خدا و پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) هم صادر نشده بود، همان فواید اجتماعى كه خدا در آن نهاده ، از قبیل نیكى با خویشان و پیوند با بیگانگان كافى بود كه خردمند صاحبدل را بدان ترغیب كند و عاقل درست اندیش به آن بشتابد.

نظریه فقهاى بزرگ شیعى در مورد ((احكام ازدواج ))

ازدواج به خودى خود، امرى مستحب است و اسلام آنرا از احكام ضرورى آیین خود مى داند. البته در صورتى كه به ((قصد قربت )) انجام گیرد، داراى ثواب هم خواهد بود.(11)

نكاح كردن مستحب است ، براى كسى كه به آن تمایل داشته باشد، اعم از مرد یا زن .(12)

نكاح ، امرى است مستحب موكد و نیازى به توضیح ندارد، زیرا فضیلت آن محقق است . شخصى كه داراى همسر باشد، نیمى از دین خود را حفظ كرده است و آن از بزرگترین فوایدى است كه پس از نعمت اسلام (مسلمان بودن ) عاید شخص مى گردد.(13)

نكاح كردن فى حدذاته (به خودى خود) امرى است مستحب و استحباب آن از طریق استناد به برخى از آیات قرآن ، سنت متواتره و اجماع علما ثابت مى باشد.(14)

ادامه دارد.....

______________________
1- سوره روم / آیه 21.
2- ((لتسكنوا)): از ریشه ((سكن )) است . راغب اصفهانى مى نویسد: سكون عبارت است از ثبوت و قراردادن چیزى بعد از تحرك و هیجانهایش . چاقو را نیز از این لحاظ در زبان عرب ((سكین )) نامند كه به حركاتت و التهابهاى حیوان پایان مى بخشد. (مفردات راغب ، ص 236) صاحب مصباح المنیر مى نویسد: چاقو را از این جهت ((سكین )) گویند كه به وسیله ذبح ، تحرك و ناآرامى هاى حیوان را به ثبوت و سكون مى برد و خانه را از این رو مسكن گویند كه محل آسودگى خانواده و جایگاه مطمئن اموال و اشیاء است . (مصباح المنیر، ص u200d 384)
3- تفسیر المیزان ، ذیل آیه 21، سوره روم .
4- ما و فرزندان ، (ریموندبیچ )، ص 84.
5- عقل كامل ، ص 60.
6- همسرى ، ص 143.
7- تعلیم و تربیت در اسلام ، ((علامه شهید مطهرى ))، ص 398.
8- بحار الانوار، ج 103، ص 219.
9- بشریت بر سر دوراهى : ((محمد قطب ))، ص 225 و 226.
10- میزان الحكمة ، (الزواج ) مكارم الاخلاق ، جلد 1، ص 449.
11- شرایع الاسلام ((محقق ))، ص 170.
12- لمعه ((شهید اول ))
13- عروه الوثقى ، ((سید محمد كاظم یزدى ))، ص 622.
14- خلاف ((شیخ طوسى ))، جلد 2، ص 203

برچسب: نویسنده: غزل کریمی تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 5:36

صفحه بندی